مراسم ماه محرم در بروجرد
محرم در بروجرد
باز این چه شورش است؟ که در خلق عالم است
باز این چه نوحه وچه عزا وچه ماتم است؟
باز این چه رستخیز عظیم است؟ کز زمین
بی نفخ صور، خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا؟ کزو
کار جهان وخلق جهان جمله درهم است





مراسم سوگواری واقعه کربلا در بروجرد از تنوع و گستردگی زیادی برخوردار است. آئین سقاخانه یکی از شاخصترین مراسم دهه اول محرم است که در آن برخی از خانوادههای بروجردی بخشی از خانه خود را با پارچه، چراغ و تصاویر مذهبی، سیاه پوش میکنند و شب هنگام با گشودن در و روشن کردن چراغ و نصب پرچم بر سر در منزل، به پذیرایی از میهمانان عزادار میپردازند. آئین سقاخانه بروجرد در دیماه ۱۳۹۱ در فهرست میراث معنوی کشور به ثبت ملی رسیدهاست.
خَرّهگیری از دیگر مراسم عزاداری محرم است. صبح عاشورا در محل تجمع هر یک از دستههای عزادار، دیگهای مسی برای جوشاندن گِل و آمادهسازی خَرّه تدارک دیده میشود. عزاداران قدری از خَرّه را به لباس، ریش، مو و گونه خود میمالند. دستههای عزادار از ابتدای صبح در کوچه و خیابانها روانه مجالس عزاداری میشوند و در هر مجلس سینه زنی میکنند. به نوشته کتاب «تذکره حسین حزین»، گل گیرندگان که به آنها خَرّه گیر گفته میشود بهطور عمده پیرمردان و سالمندان بودهاند که در دستههای سینه زنی در جلوی هیئت قرار میگرفتهاند و خره گیران بیریاترین سینهزنان بودهاند. چهل منبر، شبیهخوانی، تعزیه دو طفلانمسلم، کتلگیری، قمهزنی، سینهزنی، زنجیرزنی،روضهخوانی و شام غریبان از دیگر مراسم گذشته و حال عزاداری حسین بن علی در محرم و صفر در بروجرد بهشمار میآیند
بروجردی ها توجه خاصی به مراسم سوگواری در ماه محرم دارند و به ویژه در دهه اول این ماه شهر بروجرد میهمانان زیادی را به خود جلب می کند که مشتاق دیدن کارهای گروهی و مراسم محلی ده ی اول محرم به خصوص تاسوعا و عاشورا هستند. شهرستان بروجرد بیش از پانصد هیات و دسته سینی زنی، زنجیرزنی و ... دارد که با شروع محرم فعال شده و عمدتا تا پایان صفر به کار خود ادامه می دهند. برپایی سقاخانه، تکیه و روضه از کارهای رایج این ایام است هرچند فعالیت های کوچک و بزرگ فراوانی در این ایام انجام می شود.
در دهه اول ماه محرم بمدت ده روز با نهار و شام چایی شربت شیرینی از عزاداران حسینی در مساجد-حسینه ها و موکب ها و منازل از هیات عزاداری پذیرایی می شود.
خیمه سوزان ساعت پنج عصر روز عاشورا خ شریعتی و باغ چال صفا و اشترینان
قلیچه یا قولوچه
مراسم امامزاده جعفر،بیت ایت اله،بیت نجفی
موکب های پذیرایی در سطح شهر،شربت،چای
نذری دادن
مراسم یوم الحسین بعدازظهر عاشورا میدان رازان
سقاخانه حضرت ابوالفضل بروجرد سه راه جعفری
روضه خانه اقا
تعزیه م رازان و امامزاده جعفر
نذر استکان بروجرد
خره گیری در بروجرد
هیت های بروجرد
ماه محرم در روستاهای بروجرد
پیاده روی اربعین بروجردیها
حسینیه بروجردیها
به هرحال مراسم محرم در بروجرد شامل بخش های مختلفی است که در ادامه به تفصیل هرکدام می پردازیم :
سقاخانه

یکی از دیدنی های بروجرد در ماه محرم تشکیل سقاخانه است به این صورت که با آغاز این ماه برخی خانواده ها یک یا چند اتاق بزرگ را سراسر با پارچه مشکی می پوشانند و دیوارها را با تصاویر امامان و آیات قرآن منقش می کنند و منبری چوبی در بالای این اتاق ها قرار می دهند که بر روی آن تعداد زیادی چراغ به احترام و یادبود امام حسین (ع) و یارانش روشن می ماند که در گذشته بیشتر از چراغ های نفتی رنگی استفاده می کردند که اکنون هم از همان چراغ های نفتی در کنار چراغ های برقی استفاده می شود. این کار را در برخی مساجد هم انجام می دهند، با غروب آفتاب درب خانه ها را باز می گذارند و معمولا با روشن کردن چراغ و آویختن پرچمی سیاه یا سبز باز بودن سقاخانه را نشان می دهند. مردم نیز در قالب گروه های کوچک و بزرگ و با فرستادن صلوات و یا خواندن اشعاری گروهی در مدح امام حسین (ع) در کوچه پس کوچه های شهر به راه می افتند و با عنوان میهمان از این سقاخانه به آن سقاخانه می روند. زنان نیز همراه با مردان خانواده یا به صورت گروه های زنانه به سقاخانه می روند و این ایام معمولا از امن ترین ایام برای تردد شبانه است چرا که بیشتر مردم تا پاسی از شب در معابر هستند و در ایام نباید زحمات نیروی های انتظامی را فراموش که که با حضور پر رنگ خود امنیت را برای همشهریان و مردم شهر تامین می کنند. در بدو ورود به اتاقی که سقاخانه را تشکیل می دهد ابتدا به جای سلام رسم است بگویند:"بر قاتلان سید الشهدا لعنت". میزبان و یا دیگر میهمانان حاضر نیز در پاسخ می گویند:"بیش باد!".
سپس شعرهایی در مدح شهدای کربلا خوانده می شود و بعضا سینه زنی مختصری نیز انجام می شود و چند دعایی در خصوص شفای بیماران، گشایش کار حاضران و برآوردن حاجات میزبان گفته می شود. صاحب خانه نیز با چای، شیر گرم (معمولا در فصل های سرد سال)، شربت (معمولا در فصل های گرم سال)، میوه، شیرینی (عموما کیک یزدی و شیرمال) و مانند آن از میهمانان پذیرایی می کند. خیلی از مردم نذر می کنند که در صورت برآورده شدن حاجاتشان خدمتی به سقاخانه کنند و معمولا پارچه سیاه، چراغ و یا چای و شکر شربت و قند سقاخانه تا حدی از این راه تامین می شود. به هنگام خروج نیز رسم است بگویند: "اجرتان با سید الشهدا !" و بعد به سقاخانه دیگری بروند و این کار معمولا تا نیمه شب ادامه دارد.به نظر فلسفه سقا خانه همان منبری بود که امام روی آن به سخنرانی می پرداخت و مردم بروجرد در سَقا خانه هایشان منبر را می گذارند و به جای امام به صورت نمادین چراغ نورانی می گذارند و آن را با پارچه سیاه و... مزین می کنند .
البته هرچند در سال های اخیر از تعداد سقاخانه ها کاسته شده و یا مردم بیشتر با ورود به سقاخانه به دیدن دوستان قدیمی و گفتگو با آنان می پردازند اما هنوز هم این رسم از مهمترین رسوم اجتماعی بروجردی هاست. به ویژه از گذشته در کنار فال و تماشا بودن و البته ثواب سقاخانه، یکی از بهترین مکان ها برای دیدن دختر ها توسط خانواده ها و امکان خواستگاری و امر خیر همین سقاخانه ها بوده است.
نذر چراغ


یکی از آداب محرم نذر کردن چراغ برای سقاخانه هاست. به این نحو که معمولا از سقاخانه های مشخصی که ویژه این کار است چراغی با اجازه صاحبخانه بر می دارند و نذر می کنند که با برآورده شدن حاجتشان مثلا ده چراغ جایگزین آن کنند. در برخی مواقع به جای چراغ از کالاهای دیگر به ویژه لیوان و استکان که مورد استفاده هیات ها و سقاخانه هاست استفاده می شود.
تکیه بندی

عبارت است از ترتیب دادن چادر بزرگی در صحن یا حیاط یک خانه یا در پیاده روی خیابان. تکیه محلی برای اجتماع عزاداران است و عمدتا با نقاشی ها و شعرهایی در مدح امامان و نیز با پارچه های سبز و مشکی تزئین می شود. تکیه های قدیمی تر با برپا کردن خیمه های سایبانی بسیار بزرگ و دایره مانند در حیاط مساجد، حسینیه ها و خانه های مهم برپا می شدند. برخی از این چادرها به نحو بسیار زیبایی نقاشی و خطاطی شده بودند. اوج این هنر مربوط به دوره قاجار و اوایل پهلوی است.
روضه

یکی از پر مخاطب ترین برنامه های مذهبی بروجرد برپایی روضه است. روضه مجلسی مذهبی است که در خانه ها و برخی مساجد بعد از نماز مغرب و اشاء برگزار می شود و میزبان ضمن پذیرایی از میهمانان ترتیب حضور مبلغان مذهبی و نوحه خوانان را نیز می دهد. با شروع محرم صدها مجلس روضه در بروجرد برپا می شود که عمدتا ده روزه اند. این کار تا پایان صفر ادامه دارد و معمولا زنان مخاطبان اصلی آن هستند. به این ترتیب که عصر ها به صورت گروهی در کوچه پس کوچه های شهر به راه افتاده و از یک مجلس روضه به مجلس دیگر می روند. روضه با سقاخانه کاملا متفاوت است و عمدتا در ساعات عصر و بعضا صبح برپا می شود و لزومی به سیاهپوش کردن خانه ها در آن نیست. عمدتا روضه ها با آویختن پرچم، باز گذاشتن در و پخش نوحه و نوا های مذهبی و مصیبت، خود را نشان می دهند. زنان و دختران در روضه ها، به ملاقات هم می روند و عموما گپ زدن بی پایانشان موجب دلخوری سخنرانان و مداحان می شود. زنان معمولا با دست پر از روضه ها بر می گردند و نقل و شیرینی و حلوا و میوه برای فرزندان یا شوهران خود به عنوان تبرک می آورند.
پرده خوانی
نوعی حماسه سرایی و نقالی است که طی آن راوی، در یک محل عمومی نظیر صحن یک امامزاده یا گورستان، بساط می گسترد و پرده بزرگی را به درختان یا دیوار می آویزد. این پرده تصویرهای مختلفی از قیام عاشورا و حوادث بعد از آن به ویژه قیام مختار و انتقام از قاتلان حسین (ع) دارد. اسامی شخصیت ها در کنار آنان نوشته شده و نقّال از صحنه ای به صحنه دیگر رفته و با آب و تاب و یا با صدایی غمناک قصه ها را روایت می کند و بییندگان متاثر نیز به گریه می افتند. خاتمه کار ذکر دعا و صلوات و جمع کردن پول برای نقال است.
چهل منبر


در غروب و شامگاه تاسوعا، بسیاری از مردم و به ویژه کسانی که در شب های قبل سقاخانه داشته اند درهای خانه خود را به روی مردم باز می کنند و سینی بزرگی در ورودی خانه یا حیاط می گذارند و با نوشیدنی و دیگر نذورات از میهمانان پذیرایی می کنند. بسیاری از زنان و مردان با تهیه چهل شمع، (با پای برهنه و بدون این كه با كسی صحبت كنند) از این خانه به آن خانه رفته و شمع های خود را در چهل سقاخانه می گذارند. با این کار ضمن عزاداری، حاجات و خواسته های خود را نیز یادآوری می کنند و از امام حسین و یارانش شفاعت می طلبند. این آئین به چهل منبر مشهور است.
چهل منبر به نیت چهل جایگاه کاروان عاشورا برپا می شود، چهل منزلگاه که حضرت زینب (س) با خطابه های روشن سازش، چهل منبر می رود و در هر منبر، وجدان خفتگان را بیدار و روشن می سازد. داستان چهل چراغ هم که برخی هیئت های عزاداری بروجرد دارند همین فلسفه را دارا می باشد؛ اساسا عدد چهل در فرهنگ ایرانی و اسلامی حرمت خاصی دارد و گفته می شود چهل، عددی عرفانی است و عباراتی چون: چهل سرود، چله نشینی، چهل چراغ و ... هم از این عدد گرفته شده است.
سینه زنی و زنجیرزنی




سنج و دمام زنی بروجرد
هیات های سینه زن و زنجیر زن بروجرد، فعالترین و پرطرفدارترین دسته های عزاداری این شهر هستند. معمولا در شبهای اول تا نهم محرم، اعضا و میهمانان این دسته ها، با تاریک شدن هوا در منزل یا تکیه ای جمع شده و پس از سخنرانی یک روحانی و شنیدن مداحی، شروع به به سینه زنی و زنجیر زنی می کنند. با توجه به کوچک بودن فضای اکثر خانه ها، ممکن است دسته های زنجیرزن تنها به سینه زنی بپردازند. با نزدیک شدن به شب تاسوعا، این دسته ها علاوه بر حضور در مجالس، به حرکت در معابر نیز می پردازند که به ویژه در روزهای تاسوعا و عاشورا، جمعیت زیادی از اهالی شهر و میهمانان با تجمع در خیابان های اصلی به استقبال این دسته ها می روند. به طور سنتی، این دسته ها از میدان رازان، خیابان صفا، شریعتی، بحرالعلوم و جعفری عبور می کنند و در سه راه جعفری و نیز در صحن امامزاده جعفر و ابوالحسن و قاسم به نوبت توقفی کوتاه کرده و به صورت نمایشی به سینه زنی و زنجیرزنی در مقابل مردم، روحانیون و مسئولان شهر می پردازند.
سینه زنی در بروجرد در قالب دسته های کوچک انجام می گیرد. به این ترتیب که بنابر بزرگی هیات، اعضا به سه، چهار، پنج ... دسته تقسیم می شوند و هر دسته دارای یک رهبر یا سردسته می شود. سردسته مسئول نگه داری گروه و جلوگیری از تفرق آنان است و شعار یا دم گروه به وی محول می شود. برای سهولت یادآوری دم، معمولا از قطعات کوتاه شعری استفاده می شود. کلیه دسته ها در انتهای دم خود، یک بخش مشترک با گروه دیگر دارند مثل "حسین یکه و تنهاست" که با رسیدن به آن دسته بعدی شروع به سینه زنی و خواندن دم خود می کند. معمولا دسته های نخست مربوط به افراد مسن و پیشکسوت و سید ها است. دسته های میانی را جوانان تشکیل می دهند و آخرین دسته ها نیز نوجوانان هستند. لباس سینه زن های بروجرد عمدتا یک پیراهن مشکی است جلوی آن مانند دریچه ای است که با دکمه باز و بسته می شود. در مجالس مردانه، دکمه های جلویی را باز می کنند و سینه می زنند. همچنین برخی جوانترها در اوج سینه زنی پیراهن خود را بطور کامل از تن بیرون می آورند.
هیات های زنجیرزن به صورت قطاری در دو صف موازی حرکت می کنند و باز هم به ترتیب از افراد سالخورده و سید ها تا نوجوانان مرتب می شوند. چندین طبل و سنج زن مسئول ریتم بخشیدن و هماهنگ کردن زنجیرزنان هستند. لباس زنجیرزنی یک پیراهن سیاه ضخیم و بلند است که تا سر زانو ادامه می یابد و پشت آن دو دریچه همیشه باز دارد که محل برخورد زنجیر به بدن است. با رسیدن به هیات های دیگر، عزاداران به نشانه احترام زنجیرهای خود را بالا گرفته و تکان می دهند و همزمان یا حسین می گویند.
خرج نهار سینه زن ها و زنجیر زن ها را مردم می دهند و هرکس از اشخاص خیر و نیکو کار می خواستاین کار را انجام می دهد.آبگوشت و حلیم غذای اصلی دهه اول محرم بروجرد که معمولا در روز تاسوا با حلیم و در روز عاشورا با خورشت قیمه از عزاداران پذیرایی می نمایند.
علامت گیری

اکثر دسته های سینه زن و زنجیرزن بروجرد دارای دست کم یک علم بزرگ فلزی هستند که در بروجرد به علامت مشهور است. علم ها معمولا در طول سال در حسینه ها و مساجد نگهداری می شوند و در روزهای تاسوعا و عاشورا در شهر گردانده می شوند. با شروع محرم، علم ها در سر کوچه یا کنار محل اجتماع هیات نگه داشته می شوند. در روزهای نهم و دهم محرم، در جلوی هر دسته ابتدا چندین پرچم در رنگ های مختلف با پایه هایی از نی بلند توسط نوجوانان حرکت می کند و بعد از آن یک یا چند علامت بزرگ و کوچک توسط جوانان پر زور و بازو حمل می شود. حمل این علم های بزرگ فلزی بخاطر سنگین بودن و نیز لنگر زدنشان بسیار دشوار است و علامت گیرها پی در پی تعویض می شوند. با رسیدن دو دسته به هم، علم ها روبروی هم قرار می گیرند و به اصطلاح سلام می کنند و ممکن است همزمان شروع به چرخیدن کنند. علامت سازی از حرفه های سنتی بروجرد می باشد.
تعزیه دوطفلان مسلم
![]()


محل برگزاری تعزیه بروجرد: موزه بروجرد-امامزاده جعفر-مسجد امام-پارکینگ ایران پیما میدان رازان
یک نمایشنامه تراژیک (تعزیه) کاملا منحصر به فرد است که در ایام محرم توسط دسته های ویژه ای در بروجرد اجرا می شود. طی شب های اول تا دهم محرم، این تعزیه هر شب سه چهار بار در خانه های مختلف، سقاخانه ها و تکیه ها اجرا می شود و در روزهای تاسوعا و عاشورا، همزمان با سایر هیات های عزادار، هیات های دوطفلی هم به حرکت در خیابان ها و در مقابل مردم می پردازند. تعزیه دوطفلان مسلم، زبانی آهنگین دارد و جملاتی که خوانده می شود عمدتا شعرگونه و دارای وزن هستند و به نوعی نقالی شبیه هستند. شخصیت های اصلی داستان شامل دوطفلان مسلم، دو چوپان نیکوکار، حارث و عبیدالله حاکم کوفه است. لباس دوطفلان مسلم سبز رنگ است و لباس حارث قرمز رنگ. چوپانان نیز شولای نمدین همراه با کلاه نمدی بر سر می کنند. داستان این تعزیه بنا بر فولکور محلی روایت می شود که قدری با منابع تاریخی متفاوت است. از جمله این که گویا در واقعه اصلی چوپانی در کار نبوده و دوطفلان توسط مادر زن حارث یافته و به خانه حارث برده می شوند و یا این که شروع حرکتشان از زندان است نه از خانه مادری.
ـ خلاصه داستان
دو پسر نوجوان مُسلم ابن عقیل از یاران امام حسین (ع) دلتنگ مادر خود از زندان کوفه فرار می کنند و تشنه و نا امید سر به بیابان می گذارند. عبیدالله جایزه ای بزرگ برای دستگیری آنان تعیین می کند. کودکان به دو چوپان پناه می آورند اما حارث سر انجام آنان را یافته و به طمع جایزه بیشتر سر آنان را می برد.
ـ صحنه اول:
عبیدالله حاکم کوفه که از ماجرا با خبر شده، همه جنگجویان و بزرگان را فرا می خواند و به آنان دستور می دهد که طفلان را بیابند و در عوض جایزه بزرگی دریافت کنند:
یکی از غلامان خاص این دربار
رود به کوچه و بازار
پی گرفتن دو طفل مسلم زار
هر آنکه آورد نزد من دو طفل مسلم زار
دهمش اسب و زر و خلعت از همه بسیار
حارث بن ذی الجوشن از سپاهیان وی، پیشقدم می شود و می گوید:
به چشم ای امیر کار من است این خدمت
از برای خدمتت می دهم ز دست ملت
حارثم من، در جهان من نام دارم
خشم اولاد علی ام من ولی تاج دارم
همین الان شوم عازم به کوچه و بازار
تا بیارم بهر تو، دو طفل مسلم زار
امیر نیز با تاکید بر اصل قضیه به حمایت از وی می پردازد و وی را تشویق به نبرد می کند:
تو برو
من در پی ات از قسطنطنیه
سیصد هزار لشکر می فرستم
اگر از زور و بازوی عباس علی می ترسی
شمر را در کربلا چون برق آذر می فرستم
وحارث می گوید:
رفتم پی مقصود اگر بخت بود یار
داغی بگذارم به دل حیدر کرار
ـ صحنه دوم:
دو چوپان شروع به چراندن گله گوسفندان خود می کنند و آواز می خوانند:
به حکمت ای خداوند جهاندار
برم این گوسفندان را به کوهسار ...
دو کودک با این چوپانان مهربان که از دوستداران امام حسین (ع) هستند برخورد می کنند که به آنان شیر و نان می دهند. بعد از خوردن غذا، چوپانان با کشیدن شولای خود بر سر کودکان، آنان را مخفی می کنند.
ـ صحنه سوم:
حارث خشمگین سر رسیده و از چوپانان می پرسد آیا کودکان مسلم را دیده اند یا خیر. چوپانان در ابتدا انکار می کنند اما کودکان که ترسیده اند می خوانند:
برادر حارث آمد حارث آمد
به قصد کشتن ما حارث آمد
حارث مخفی گاه آنان را یافته و می پرسد شما که هستید. کودکان ساده دل نیز می گویند آیا در صورت گفتن حقیقت در امان خواهیم ماند و حارث نیز به آنان قول می دهد که کاری به آن ها نداشته باشد. آن ها هم می سرایند:
دو طفل مسلمیم خوار و صغیریم
در این صحرا به دست تو اسیریم
حارث که تمام روز در صحرا به دنبال آنان بوده، خشمگین شروع به تازیانه زدن به آنها می کند:
زمانی که ضربت زنم بر سرت
بسوزد دل مهربان مادرت
چوپانان با یادآوری بزرگی امام حسین (ع) و خاندان علی (ع)، از حارث می خواهند که کودکان را بخشیده و رها سازد و آن ها هم در عوض تمام گوسفندان خود را به وی دهند. حارث که طمع پاداش بزرگتری از سوی حاکمان را دارد در جواب می گوید:
برو ای مرد چوپان این همه چون و چرا یعنی چه
دوستی با پسر شیر خدا یعنی چه
تلاش چوپانان در مبارزه با وی و یا التماس در بخشیدن کودکان به جایی نمی رسد و حارث آماده کشتن دو کودک می شود. کودکان محزونانه می سرایند:
به حارث آن دو طفل زار و نالان
چنین گفتند با حال پریشا
که ای ظالم بیا ترس از خدا کن
دمی اندیشه از روز جزا کن
مکش ما را که ما طفل صغیریم
در این صحرا به دست تو اسیریم
بیا و چون غلام حلقه در گوش
ببر ما را سر بازار و بفروش
اما حارث آرام نمی شود و قصد کشتن آنان را می کند. کودکان نیز آماده شهادت می شوند. برادر بزرگتر گرد برادر کوچکتر می گردد و می خواند:
یک دم روان شودورت بگردم
تو نوجوانیمرگت نبینم
از دوری تودر آه و دردم
سپس هر دو مشغول نماز می شوند. با گفتن الله اکبر، حارث به خشم می آید:
از این الله اکبر چیست مقصود
امیرم حکم مرگ هر دو فرمود
و بر سر نماز سر هر دو را می برد.
ـ صحنه نهایی:
طفلان سربریده بر زمین آرمیده اند و پارچه ای خونین بر روی آن هاست. چوپانان شعرهای محزونی بر جسدهای بی سر طفلان می خوانند.
نحوه روایت این داستان بسیار اندوهگین است به ویژه صحنه هایی که چوپانان با کودکان مواجه می شوند، تلاش ناکام چوپانان در مبارزه با حارث، نماز خواندن کودکان پیش از مرگ و نیز التماس آنان مبنی بر زنده نگه داشتنشان و ... تماشاگران را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد. معمولا بخش آخر نمایش (بریدن سر کودکان) به گونه ای اندوهناک است که کاراکتر های حارث، عبیدالله و ... نیز همگی ناخودآگاه به گریه می افتند. با خاتمه نمایش، مردم با ذکر صلوات و دعا صحنه را ترک می کنند. هنرمندان نیز مورد پذیرایی قرار می گیرند و آماده رفتن به مجلس بعدی می شوند.
کتل بندی

کتل بندی نوعی نمایش مذهبی در سطح خیابان های شهر است که طی آن حیوانات گوناگونی چون اسب و شتر را به سبک قدیم آذین بندی می کنند و با تهیه لباس های رنگی و زیور آلات، شخصیت های خوب و بد واقعه کربلا را بازسازی می کنند. هدف کتل، بازسازی صحنه های گرداندن اسیران کربلا در شام است که عموما با طبل همراه است. کتل ها عموما همراه با دیگر دسته های عزاداری، در روزهای تاسوعا و عاشورا در خیابان های شهر گردانده می شوند.
آتش زدن خیمه ها

عصر عاشورا، با برپایی چندین خیمه در یک فضای باز، چند اسب سوار خیمه ها را به آتش می کشند که نشان از جنایات عصر عاشوراست. مردم نیز با نوحه خوانی و سینه زنی، این صحنه های خاطره آور کننده را تماشا می کنند. که در سال های اخیر با هماهنگی از سوی مسولین شهری در ظهر عاشورا در یک محل از پیش تعین شده به اجرای یک تعزیه می پردازند و در حاشیه ی آن آتش زدن خیمه ها اتفاق می افتد.این مراسم در اشترینان از توابع بروجرد هم برگزار مشود
خَرّه گیری

خَرّه به معنای گِل و یا خاک مرطوب است. برخی عزاداران، سحرگاه عاشورا پس از ادای نماز صبح در مسجد سلطانی(امام) بروجرد بزرگترین مسجد تاریخی غرب کشور مردها به سمت حمام های عمومی شهر که همگی در این روز رایگانند حرکت می کنند و در طول مسیر نیز ذکر می گویند در حمام که به قصد خَره گرفتن واردش می شوند تن غسل کرده خود را آغشته به خره کرده و مدتی در کنار تنور حمام یا آتش کوچک بر پا شده در حمام ،خَره بدن خود را خشک می کنند سپس مشغول سینه زدن در حمام می شوند پس از آن برخی بدن خود را شسته و برخی بنا بر نذر خویش با تن خَره گرفته بعد از روشن شدن هوا به خیابان ها می آیند.
و رسم است که در هنگام سینه زنی در صبح عاشورا این نوحه را بخوانند:
عزیزان قتل شاهان است امروز
حسین تا چاشت مهمان است امروز
سکینه سر برهنه دل پر از خون
به هر کس دست و دامان است امروز
گلوی نازک و بی شیر اصغر
نشانِ تیر عدوان است امروز
به زینب زندگی دیگر حرام است...
که این نوحه سروده میرزا عبدالکریم واصف بروجردی می باشد در زمان ناصرالدین شاه می باشد.
امروزه این کار (خره گیری در حمام های عمومی شهر) بیشتر توسط قدیمی ترها انجام می گیرد و جوانان ترجیح می دهند طرحی از دست (به یاد ابوالفضل عباس) یا نوشته ای چون یا حسین بر لباس خود نقش کنند و یا قدری از گل را به موهای خود بمالند.
خانه های مراجع و استکان های خانه ی آقا بزرگ




برخی از عزاداران بعد از مراسم خره گیری و روشن شدن هوا به سمت منزل حضرت آیت الله العظمی بروجردی (ره)حرکت می کنند. در این هنگام است که در جوار منزل آیت الله العظمی مواهبی مشهور به آقا بزرگ بازارچه ی فروش استکان و شمع بر پا می شود مردان و زنان دسته دسته پس از رفتن به منزل آیت الله بروجردی و آیت الله نجفی بروجردیبه منزل آقای بزرگ رهسپار می شوند منزلی که در صبح عاشورا به مردم شهر صبحانه نذری می دهد و هرکس یک استکان چای هم در آنجا گیرش آید آن استکان را به نذر برای خود بر می دارد و نذر می کند اگر مرادش برآورده شده سال دیگر صبح عاشورا یک دست استکان نذری به خانه آیت الله مواهبی هدیه ببرد به این دلیل است که بازار استکان درب منزل آقا بزرگ در آن روز سکه است هرچند دسته جات در صبح به این خانه آمده و در حیاط این خانه مشغول سینه زدن می شوند اما مراسم قلوچ خوری (صرف چای شیرین) تا ساعاتی قبل از ظهر ادامه دارد پس از حضور در خانه آقا بزرگ یکی از مراجع معتمد شهر مردم بروجرد رهسپار خانه آیت الله مستجاب الدعوه قدقونی می شوند.
شام غریبان

![]()
با تاریک شدن هوا در غروب عاشورا، گروه هایی از زنان و مردان با روشن کردن شمع و با بر سر نهادن طبق هایی حاوی کاه و خرما و شمع و یا عروسک هایی نشانگر کودکان یتیم کربلا، در کوچه پس کوچه های شهر به راه می افتند و با صدایی اندوهناک می خوانند:
امشب به صحرا بی کفن جسم شهیدان است شام غریبان است...
و یا در همدردی با بازماندگان این واقعه، اینگونه زمزمه می کنند:
یتیمی درد بی درمان یتیمی
یتیمی خواری دوران یتیمی
الهی طفل بی بابا نباشد
اگر باشد در این دوران نباشد
یتیمی گردن طفلان کند کج
یتیمی درد بی درمان یتیمی...
مراسم شام غریبان بروجرد در امامزاده جعفر برگزار می شود.
قمه زنی
در گذشته در بروجرد رایج بوده و امروزه به صورت محدود و مخفیانه انجام می شود. قمه زنان معمولا در سحرگاه عاشورا در محل امامزاده جعفر بروجرد اجتماع و قمه زنی می کرده اند. درباره ی قمه زنی در خاطرات شادروان عبدالمحمد آیتی می خوانیم که: در آن دوران قمه زن هم بود ، نه اینکه قمه را توی سرشان بزنند ، سرشان را با تیع می زدند ،البته خون هم می آمد و جامه و صورتشان را هم خونین می کرد.دسته قمه زن ها که می رفتند ،قمه هایشان را تکان می دادند و می گفتند "حیدر صفدر" پشت سر هر قمه زن هم یک چوبدار بود که چوبش را بین قمه وسر او حایل می کرد.که یک دفعه احساساتی نشود و قمه را بزند در کله خودشان؛ آن چوب جلوی قمه را می گرفت .بعد وقتی روز عاشورا تمام می شد قمه زن ها می رفتند سر خودشان را می بستند و بیرون می آمدند. دیگر می دیدی که در اشخاص کوچه و بازار،کسانی هستند که سرشان را بسته اند و اینها همان قمه زن ها بودند .
شیر در محرم بروجرد و قیس هندی
شادروان عبدالمحمد آیتی درباه ی شیر در عزاداری های محرم در بروجرد در خاطرات خود این چنین می گوید:«یکی دیگر از چیز هایی که در آن روزها در بروجرد وجود داشت "شیر" بود. به تن کسی پوست شیر می کردند و روی طَبَق می گرداندند؛ این همان شیری است که در کربلا بود. شخصی به نام قیس هندی در همان روز عاشورا در هند به شکار می رود ،
چون قیس هندی روز عاشورا به صحرا شد
در دشت آهویی به چشم او هویدا شد
می رفت آن آهو و قیسش دوان از پی
تا در نیستان شد، آخر قدرت وی
دنبال آهو که می رفت یک دفعه شیری از آن نیستان بیرون آمد تا به او حمله کند.)مادرمخدابیامرزاین شعر را برایم گفته بود و من نوشته بودم). قیس هندی هر چه بود برهمای(آیین هندی) خودشان را می خواند ،هیچ کس به دادش نمی رسد .یک غلامی داشت که شیعه بود او می گوید: ارباب امام حسین (ع) را هم صدا بزن ،او هم می گوید که یا حسین به دادم برس. بعد می گویند که دیدند یک آقایی آمد که سوار بر یک اسب تیر خورده بود و خود آن آقا هم زخم برداشته بود ؛ روز عاشورا بودو او به شیر یک نهیب می زند و شیر می رود، بعد به قیس می گویند این امام حسین (ع)مشغول جنگ است . می گوید ما بیایم به کمک شما، بعد او نمی پذیرد و بعد غایب می شود و می رود. این شیر یا شیر دیگر بعد می آید به کربلا و وقتی شهدا در قتلگاه افتاده بودند،برای اینکه به اینها آسیبی نرسد حضرت زینب فضّه را صدا می زند که برو شیر را بیاور. قصه شیر و فضّه معروف است؛ فضّه خادمه زینب (س) است.
اینطور می گویند که در کربلا هم بوده اند بعد او می رود آن شیر را می آورد . شیر هم دیگر در آنجا خاک بر سر می ریزد و مسائل و برنامه ای دارد. بنابراین شیر جزء برنامه کتل بود که او را روی طَبَق می گذاشتند و چند نفر می رفتند زیرش را می گرفتند و می آوردند».
برچسبها: محرم در بروجرد, عزاداری محرم بروجرد, محرم های بروجرد, فیلم عکس محرم بروجرد, هیئت محرم بروجرد
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور ۱۳۹۸ ساعت 18:45 توسط Radio Bahar | نظر بدهيد
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِاللَّهِ