صیغه و ازدواج موقت
متعه در قرآن[ویرایش]
این نوع از ازدواج خاص مذهب شیعه است و فقهای امامیه آن را بر اساس آیه ۲۴ سوره نساء صحیح میدانند که در آن آمدهاست: «مهر و کابین آن زنان را که از آنان بهرهمند شدهاید به عنوان واجب بپردازید»[۵] اما فقهای عامه آن را نمیپذیرند و معتقدند این آیه در مورد استمتاع در ازدواج دائم است.[۴]
قواعد[ویرایش]
تعیین مدت[ویرایش]
متعه شباهتها و تفاوتهایی با ازدواج دارد. مهمترین ویژگی آن تعیین مدتی است که با اتمام آن ازدواج بدون نیاز به طلاق به پایان میرسد. این مدت حداقل و حداکثری ندارد اما برخی معتقدند در صورتی که مدت ازدواج موقت از طول عمر معمول انسان فراتر باشد ازدواج به دائم تبدیل میشود. صیغهٔ ازدواج موقت گفتن عبارتی به مضمون «خود را [با مهریه معین برای مدت معینی] به زوجیت تو درمیآورم» از سوی زن و اعلام عبارتی به مضمون «قبول میکنم» از سوی مرد است. بر اساس نظر مشهور این ایجاب و قبول در صورت توانایی تلفظ واژههای عربی حتماً باید به زبان عربی گفته شود.[۶] اما قانون مدنی ایران اشارهای به عربی بودن ندارد.[۷] در عربی معمولاً از سه واژهٔ «زوجتک» یا «متعتک» یا «انکحتک» برای زن و «قبلت التزویج» یا «قبلت النکاح» برای قبول مرد استفاده میشود.[۸] ایجاب و قبول هم ممکن است جابجا شود یعنی مرد درخواست ازدواج را اعلام و زن موافقت را اعلام کند.[۶] برخی فقها مانند محقق حلی معتقدند اگر مدت در زمان عقد تعیین نشود قرارداد خودبخود به ازدواج دائم تبدیل شدهاست.[۹] اما بر اساس نظری دیگر در این صورت با توجه به قاعدهٔ «ما وقع لم یقصد و ما قصد لم یقع»[۱۰] عقد موقت بدون ذکر مدت باطل است و زوجیتی برقرار نشدهاست. این نظر در بین حقوقدانان مقبولتر است. فقهایی چون شهید ثانی و علامه حلی هم این نظر را داشتهاند.[۱۱]
مدت عقد را میتوان تمدید کرد، همچنین مرد میتواند از ادامهٔ آن صرفنظر کرده و به اصطلاح مدت باقیمانده را بذل کند و زوجیت را به پایان برساند یا طرفین میتوانند پس از پایان مدت آن را به ازدواج دائم تبدیل کنند.
تعیین مهریه[ویرایش]
در ازدواج موقت نیز مثل ازدواج دائم بایستی مهریه ای تعیین گردد و مقدار آن بسته به توافق طرفین است، اما برخلاف ازدواج دائم که تعیین مهریه را میتوان به بعد از ازدواج موکول کرد یا اصولاً توافقی بر آن نکرد، در ازدواج موقت عدم تعیین مهریه در زمان عقد موجب باطل شدن قرارداد میشود.[۱۲]
انقضای عقد[ویرایش]
طلاق در متعه وجود ندارد و انقضای آن با پایان مدت یا بذل مدت است، به این معنی که مرد میتواند قبل از پایان مدت از بقیه زمان صرفنظر کرده و رابطهٔ زوجیت را به پایان برساند. ایلاء هم بنا به نظر مشهور در آن امکان ندارد و در مورد امکان لعان و ظهار اختلاف نظر است، بر اساس شرح لمعه لعان فقط در مورد قذف به زنا قابل اجراست
مذهب[ویرایش]
زن نمیتواند با غیر مسلمان و بنا به قولی غیر شیعیان دوازدهامامی ازدواج کند و مرد هم با زن ناصبی و مشرک نمیتواند ازواج کند اما بااهل کتاب از جمله زرتشتیان میتواند ازدواج کند.[۱۸]
تعداد[ویرایش]
ازدواج موقت زن با بیش از یک مرد در یک زمان جایز نیست اما بر اساس نظر مشهور مرد در ازدواج موقت محدودیت عددی ندارد و به هر میزان که بخواهد میتواند همسر موقت اختیار کند، برخلاف ازدواج دائم که به چهار همسر همزمان محدود شدهاست.[۱۹]
عده[ویرایش]
بر اساس نظر مشهور مدت عدهٔ ازدواج موقت، دو بار پاک شدن از قاعدگی پس از پایان متعه است. برای اشخاصی که با وجود یائسه نبودن قاعده نمیشوند، این مدت ۴۵ روز است. اما اگر شوهر در اثنای ازدواج موقت بمیرد، بر اساس نظر مشهور عده همانند ازدواج دائم سه ماه و ده روز است.[۲۰]
اجازهٔ پدر[ویرایش]
پسر بالغ و رشید، و دختر بالغ و رشید و غیر باکره در امر ازدواج استقلال دارند و هیچکس حتی پدر بر آنها ولایتی ندارد. همچنین پدر و جد پدری بر فرزند صغیر و فرزند بالغ دیوانه یا سفیه (کمعقل) خود ولایت در ازدواج دارند و میتوانند در صورت نبود مفسده او را به ازدواج دیگری درآورند.[۲۱] و بنا به نظر مشهور آن پسر یا دختر پس از بلوغ نمیتواند ازدواج را برهم بزند.[۲۲]
اما در مورد ولایت پدر (و جد پدری) بر نکاح دختر بالغ (بنا به نظر مشهور نُه سالهٔ قمری) باکرهٔ رشیده (غیر سفیه) اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی ولایت پدر بر دختر رشید را نپذیرفته و ازدواج را بر عهدهٔ خود دختر میدانند، گروهی دیگر به ولایت مشترک پدر و دختر معتقدند یعنی برای ازدواج هم ارادهٔ دختر و هم اجازهٔ پدر را لازم میدانند و هیچیک از آنها بهطور مستقل نمیتواند عقد ازدواج را جاری کند، برخی هم بین نکاح دائم و موقت تفاوت نهاده و در نکاح دائم دختر را مستقل و در نکاح منقطع، غیرمستقل میدانند، یا برعکس در نکاح دائم غیرمستقل و در نکاح منقطع مستقل میدانند و دستهای دیگر هم ولایت را بهطور کامل بر عهدهٔ پدر میدانند و حقی برای دختر در ازدواج قائل نیستند.
محقق حلی در کتاب شرائعالاسلام (قرن هفتم) نظر مشهور و دیدگاه خود را عدم ولایت پدر بر دختر رشیده باکره ذکر میکند و از سه نظر اقلیت دیگر یاد میکند: اول؛ به گفتهٔ شیخ مفید در مقنعه و ابوصلاح حلبی در الکافی هم اجازهٔ پدر و هم رضایت دختر هر دو باید احراز شود، دوم نظر شیخ طوسی در النهایه و ابن براج در المهذب که امر را مثل مورد ازدواج صغیر بهطور کامل بر عهدهٔ پدر دانسته و حقی برای دختر قائل نیستند؛ و سوم گروهی که استقلال دختر در ازدواج موقت را به رسمیت شناخته ولی در ازدواج دائم او را محتاج اجازه از پدر میدانند و برعکس.[۲۳] شمسالدین عاملی (شهید اول) در لمعه (قرن هشتم) و زینالدین عاملی (شهید ثانی) در شرح لمعه (قرن دهم) هم نظر صحیحتر را عدم ولایت پدر بر دوشیزهٔ بالغ و رشیده و عدم لزوم حضور ولی در هنگام ازدواج نوشتهاند.[۲۴] روحالله خمینی هم درتحریرالوسیله (قرن چهاردهم) این چهار نظر را شرح داده و احتیاط را در کسب اجازه هم از پدر و هم از جد پدری دانستهاست.[۲۵]
اما حتی فقهایی که ولایت پدر بر دختر را میپذیرند اتفاق نظر دارند که اگر پدر با وجود تمایل دختر وی را از ازدواج با همتای[۲۶] خود منع کند ولایت او بدون تردید ساقط میشود که در اصطلاح آن را «عضل» مینامند.[۲۷]
در بین فقهای معاصر سید روحالله خمینی، شبیری زنجانی، جواد تبریزی، نوری همدانی و سید علی سیستانی[۲۸] فتوا دادهاند که باید اجازهٔ پدر اخذ شود. مکارم شیرازی، محمدعلی اراکی، فاضل لنکرانی، صافی گلپایگانی، وحید خراسانی، ابوالقاسم خویی،[۲۹] سید صادق شیرازی[۳۰] و سید علی خامنهای[۳۱] گرفتن اجازه از پدر را «احتیاط واجب» دانستهاند (نظر احتیاطی به این معناست که فقیه به قطعیت در موضوع نرسیده و حکم یا فتوا صادر نمیکند ولی بر اساس اصل «احتیاط» آن را توصیه میکند). اما سید محمدرضا گلپایگانی،محمدصادق روحانی،[۳۲] سید محمد حسینی شاهرودی،[۳۳] محمد صادقی تهرانی و عبدالکریم موسوی اردبیلی[۳۴] محمدعلی گرامیمعتقدند که اجازهٔ پدر برای دختر بالغ (بر اساس نظر مشهور نه سالهٔ قمری) که خیر و صلاح خود را تشخیص میدهد، لازم نیست. به گفتهٔمحمدتقی مدرسی هم احتیاط در اجازه است اما بر اساس نظر قویتر کسی که ادارهٔ زندگی خود را در دست دارد از ولایت خارج شده و نیازی به اجازه ندارد.[۳۵] محمدسعید حکیم در استفتائی در مورد اجازهٔ ازدواج دختر باکره به شرط عدم دخول بدون اذن پدر، آن را صحیح دانستهاست
موافقان[ویرایش]
موافقان ازدواج موقت نیز استدلالهایی را در دفاع از آن مطرح کردهاند:[۴۳]
- متعه از گسترش روابط آزاد جلوگیری میکند. روابط آزاد مغایر برخی مذاهب است و تعهدات قانونی برای طرفین ایجاد نمیکند. این مزیت به ویژه در مورد فرزندان حاصل از ازدواج موقت مطرح است که تمام حقوق فرزندان ازدواج عادی را دارند در حالیکه فرزندان روابط آزاد حرامزاده محسوب شده و از حمایتهای قانونی و اجتماعی بیبهرهاند.
- از ازدواج موقت میتوان به عنوان یک دورهٔ آزمایشی برای تصمیمگیری در مورد امکان زندگی مشترک استفاده کرد.
- ازدواج موقت برای کسانی که امکان تشکیل خانواده یا قصد فرزند آوری، به هر دلیل به ویژه دلایل مالی، ندارند راهی برای ارضای نیازهای عاطفی یا جنسی فراهم میکند. در این زمینه مدافعان به پیشنهادها برتراند راسل فیلسوف انگلیسی و قاضی آمریکایی دادگاه نوجوانان قاضی لیندسی یاد میکنند که پیشنهاد تعریف انواع مشابهی از ازدواج به نام ازدواج موقتی یا زناشویی رفاقتی را برای جوانان و دانشجویان کرده بودند.
- زنانی که شوهران خود را از دست دادهاند و به علت شرم و حیا از خانواده همسر خود یا داشتن فرزندان بزرگ نمیتوانند ازدواج دائم داشته باشند پس از گذراندن عده میتوانند با ازدواج موقت نیازهای جنسی خود را رفع کنند.
- ازدواج موقت در دورهٔ نامزدی برای افراد و خانوادهایی که به مسائل شرعی پایبندند راه حلیست که امکان معاشرت و مراودات میان دو طرف را برقرار میکند.
- به دلیل آنکه این عقد دارای قواعد و چهار چوب و زمان مشخصی است مانع از فحشاء و روسپیگری در جامعه میشود و به دلیل وجود همین قواعد میتواند تاحدودی احتمال انتقال بیماریهای مقاربتی را که در نتیجه ارتباطات بیقاعده میباشد را کاهش دهد.
تاریخچه تحریم متعه[ویرایش]
در زیر نمونهای از یک رویداد تاریخی از کتاب اخبارالطوال دینوری در مورد تحریم متعه (صیغه) آورده شدهاست.
. . . و در این نبرد (جلولا) بسیاری مردان کشتند و زنان و کودکان بسیاری نیز به اسارت گرفتند پس از چندی ماه که اسرا به مدینه رسیدند خلیفه زمان (عمر) دید زنان همه آبستن شده، علت را پرسید گفتند متعه (صیغه) سربازان بودند، سپس (عمر) مکرر گفت که از فرزندان این زنان به خداوند پناه میبرم و (گفت) زین پس دیگر این فعل (متعه) در ممالک اسلامی جایز نمیباشد (اخبار الطوال، ص 123).[۴۴][۴۵]
متعه در جمهوری اسلامی ایران[ویرایش]
بحث صیغه در حدود سال ۱۳۷۰ با سخنان علی اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیسجمهوری وقت که صیغه را به عنوان راهکاری برای مقابله با معضلات جنسی جوانان مطرح کرده بود، دامن زده شد ولی این بحث به علت مخالفتهای سنگینی که پیشآمد برای بیش از یک دهه به حاشیه رفت.[۴۱] در سال ۱۳۸۱ نیز با طرح راهاندازی خانه عفاف بالا گرفت که بعد اعلام شد طراح آن دستگیرشده و خود سابقه منکراتی داشتهاست.[۴۶] در این بین گزارشهای متعددی از فروش خدمات جنسی با انجام متعه ثبت شد، مثلاً در قم که روزانه هزاران زایر و مسافر به آن رفتوآمد دارند.[۳۸][۳۹]
بار دیگر در سال ۱۳۸۶ مصطفی پورمحمدی، وزیر کشور خواستار رواج «صیغه» (با عنوان ازدواج موقت) با هدف «جلوگیری از شیوع فساد در جامعه» شد.[۳۸][۴۱] هرچند که بعداً غلامحسین الهام سخنگوی دولت اعلام کرد «سخنان اخیر وزیر کشور دربارهٔ ازدواج موقت، از جایگاه یک روحانی بودهاست و نظر دولت نیست. این امر مربوط به دولت به عنوان قوه مجریه کشور نیست.»[۴۲] در قانون حمایت از خانواده ۱۳۹۱در ماده ۲۱ ضمن تأکید بر آنکه نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران با رویکرد به محوریت و استواری روابط خانوادگی، ازدواج دائم را مبنای تشکیل خانواده میداند، نکاح موقت را بر اساس احکام شریعت و قانون مدنی ایران جایز دانسته و در سه حالت ثبت آن را الزامی میداند که عبارت از باردار شدن زوجه، توافق طرفین یا شرط ضمن عقد میباشد. در ماده ۵۱ عدم ثبت در این شرایط را مشابه عدم ثبت ازدواج دائم مشمول احکام کیفری برمیشمارد.[۴۷]
علاوه بر این وبگاههایی نیز در اینترنت برای ترویج صیغه و آشنا کردن داوطلبان با یکدیگر ایجاد شدهاست. از جمله وبگاههای «صیغه دات کام»، «وبلاگ موقت» و وبلاگ «حال و هول حلال» (ستاد برگزاری اولین کنگره لذت حلال در تهران یا قم).[۴۸] برخی از منابع اسلامی مطالب اینگونه وبلاگها را «بدعت در دین» میدانند
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِاللَّهِ